
حرفات تو گوشم میخونه
اهنگ قشنگی که پر از صدای خوبه
چه عطری زدی روی پیرهنت
چقد وقتی پیشمی حس من خوبه
پانوشت:
خوب این اهنگ بارون علیرضا روزگار
تمام تلاشمو کردم که لینکشو بزارم
که راحت بتونید دانلودش کنید اما
نشد که بشه ....
خوب خودتون زحمت بکشید دانلودش
کنید و تو این هوای عالی با چایی
قلبی بالا میل کنید.....
نوش جان همگی ...
کامنتای خودت
فقط کامنتای خودت
خداست
در دل من ، خاطرهای است
مثل سنگی سفید در دل دیوار
مرا با آن سر جنگ نیست ، توان جنگ نیست
خاطره سرخوشی و ناخوشی من است
هر که به چشمانم بنگرد
نمیتواند که آن را نبیند
نمیتواند که به فکر ننشیند
نمیتواند خاموش و غمین نگردد
توگویی به قصهای تلخ گوش داده باشد
میدانم خدایان آدمیان را به اشیاء تبدیل میکنند
و میگذارند دلآگاهی آدمی زنده و آزاد بماند
تا زنده نگه دارند معجزه رنج را
بدین سان تو در من به هیات خاطرهای درآمدی
آنا آخماتووا
دارمش....خییییییییییلی خوشله اما ن ب خوشلی من !!!
اونیم ک تودلت گفتی خودتـــــــــــــی
نه اونی که تو دلم گفتم برازنده شوماست
تو و زیبات
خدا واسه هم حفظتون کنه
طوبا خانم که فوت کرد « همه » گفتند چهلم نشده حسین آقا می رود یک زن دیگر می گیرد. سه ماه گذشت و حسین آقا به جای اینکه برود یک زن دیگر بگیرد، هر پنجشنبه می رفت سر خاک. ماه چهارم خواهرش آستین زد بالا که داداش تنهاست و خواهر برادرها سرگرم زندگی خودشان هستند، خیلی نمی رسند که به او برسند. طلعت خانم را نشان کرد و توی یک مهمانی نشان حسین آقا داد. حسین آقا که برآشفت « همه » گفتند یکی دیگر که بیاید جای خالی زنش پُر می شود. حسین آقا داد زد جای خالی زنم را هیچ زنی نمی تواند پر کند. توی اتاقش رفت و در را به هم کوبید. « همه » گفتند یک مدتی تنها باشد مجبور می شود جای خالی زنش را پر کند. مرد زن می خواهد. حسین آقا ولی هر پنجشنبه می رفت سر خاک. سال زنش هم گذشت و حسین آقا زن نگرفت. « همه » گفتند امسال دیگر حسین آقا زن می گیرد. سال دوم و سوم هم گذشت و حسین آقا زن نگرفت. هر وقت یکی پیشنهاد می داد حسین آقا زن بگیرد، حسین آقا می گفت آنموقع که بچه ها احتیاج داشتند اینکار را نکردم، حالا دیگر از آب و گل درآمدند. حرفی از احتیاج خودش نمی زد، دخترها را شوهر داد و به پسرها هم زن، اما وعده ی پنجشنبه ها سر جایش بود. « همه » گفتند دیگر کسی توی خانه نمانده، بچه ها هم رفته اند، دیگر وقتش است، امسال جای خالی طوبا خانم را پر می کند. حسین آقا ولی سمعک لازم شده بود، دیگر گوش هایش حرفهای « همه » را نمی شنید.
دیروز حسین آقا مُرد. توی وسایلش دنبال چیزی می گشتند چشمشان افتاد به کتاب خطی قدیمی روی طاقچه، دخترش گفت خط باباست، اول صفحه نوشته بود:« هر چیز که مال تو باشد خوب است، حتی اگر جای خالی « تو » باشد، آخر جای خالی توی دل مثل سوراخ توی دیوار نیست که با یک مُشت کاهگل پر شود. هزار نفر هم بروند و بیایند آن دل دیگر هیچوقت دل نمی شود.»
. دیر گاهی است
. در کنج قفس ها
. پرنده های دل تنگ
. در حسرت پرواز به آسمان می نگرند
. هر روز
. شادمانه پرواز می کنند . تا دور دست ها
. در هوای پاک آزادی
. تا آخرین اوج رویاشان .
. با بهترین درودهایم . . . نه . . این شعر غم انگیز نیست
. این درس شهامت میدهد . البته اگر توانسته باشم
. آزادی در اسارت را تصویر کرده باشم .
. این یک مبارزه منفی است . . تا صیاد دق کند !!
. پیروز و شادمان باشید .
درود ....زیبا بود

مبارزه منفی !!!!
یاد این شعر فروغ افتادم
دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان میروم و انگشتانم را
بر پوست کشیده ی شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
چراغ های رابطه تاریکند
کسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخاهد برد
پرواز را بخاطر بسپار
پرنده مردنی ست
ممنون از همراهیتون
اگر صیاد دق کردن بلد بود هیچ وقت پرنده رو اسیر نمی کرد
قلبت را آرام کن
یک وقتهایی بنشین و خلوت کن با تمام سکوتهایت
نگاه کن به اطرافت
به خوشبختىهایت
به کسانی که میدانی دوستت دارند
به وجودهایی که برایت اهمیت دارند
و به خدایی که تنهایت نخواهد گذاشت
گاهی یک جای دنج انتخاب کن
گاهی یک جای شلوغ
آرامش را در هر دو پیدا کن
هم در کنار شلوغی آدمها
هم در کنار پنجرهای چوبی و تنها
دل مشغولیها را گاهی سادهتر حس کن
باران را بیچتر بشناس
خوشحالی را فریاد بزن
و بدان که تو بهترینی ...
امیدوارم امشب شب براورده شدن ارزوهاتون باشه
منو هم فراموش نکنید لطفا
دوستار همگی کاکتوس
مرسی کاکی جونم...
دمت گرمممممم
خواهش عزیزم
دم شما هم اساسی ولرم
من برم دانلودش کنم ^-^
اباریکلا دختر