لطفا شما بیایید
واسطهی من وُ این چند واژهی مشکل شوید،
من میگویم به احتمالِ قوی باید به خوابِ
کتاب و خانه و سکوت برگردید،
اما برنمیگردند، میگویند اِلا و بلا ما از دهانِ
ستاره وُ از خوابِ آسمان باریدهایم،
و تو شاعری و تو باید ما را به یک ترانهی ساده
دعوت کنی، ورنه آبرویت را آینه میکنیم
آینه را میشکنیم، و شکستن هم یکی از همین
همراهانِ خاموشِ ماست!
ما برهنه زاده میشویم مبهم و پوشیده به خواب
میآییم ،بعد هم میرویم گوشهی کتابی کهنه کنارِ
کلماتی که تو ندیدهای، نخواندهای، نمیدانی!
میگویم من از میان شما از بعضی حروفِ بیحوصله میترسم،
میترسم از شما به یک جملهی ناجور،
به یک جملهی مبهم و پُر سوال برسم!
بَد است دارم راه درستِ خودم را میروم،
کاری به کار کسی ندارم، برای خودم گاه لِکلِکِ حرفی،
هوای خوشی، خوابِ تبسمی ...!؟
دیگر از منِ بیچراغ چه میخواهید؟
از منِ خسته چه صحبتی کدام کلمه کو ترانهای؟!
لطفا شما واسطهی من و این چند واژهی مشکل شوید!
قول میدهم گاهی به احتیاط اگر شد از عشقِ به یک ترانه،
به یک صدا به یک صحبتِ ساده قناعت کنم.
به خدا من از بعضی حروفِ بیحوصله میترسم!
از سید علی صالحی
پانوشت:
دلم برای نوشتن تنگه
کاش بازم بنویسم
دوست دارم نوشته های خودمو اینجا بزارم.
هوای حوصله ابری ست ری را.
خیلی قشنگ شده.دست تون درد نکنه



ان شاءاله شروع میکنید به نوشتن
بله،وباقی ماجرا و اینا
ممنون
چشماتون قشنگ میبینه
گلبرگ واژه های شاهکاری

ازاون رعد برقهایی که تو روزای ابری می زنه و

چقدر گلِ توی تصویرو دوست دارم
ممنون تون
شما قشنگ و
دوست داشتنی می نویسین.❤تو ذهن آدم تصویر سازی میکنین❤بنویسین لطفا
هوای ابری رعد برق لازمه
یهو بارون میگیره و
یهو آفتاب و
رنگین کمون؛حضور خلوت انس توی آسمونِ و...
رفتم تو حیاط حوصله نداشتم یهو دیدم این گله گل داده اونم یه دونه ...
هیچی دیگه موبایل و کاغذ رنگی برداشتم و رفتم سراغَش ... دیگه این شد عکسش ... وقتایی که عکاسی میکنم گذر زمانو حس نمیکنم .
فکر کنم باید شروع کنم داستانای قبلی وبلاگ بلوگفا رو بیارم اینجا تا باز شروع کنم به نوشتن
شعرای سید علی صالحی خیلی خوبن
وقتی میگه ری را قلب ادم می لرزه
چشم خانومی
به به دل و بلبل و بارون و من و پروانه و اینا