کاکتوس

ازحدچو بشددردم درعشق سفر کردم / یا رب چه سعادت‌ها که زین سفرم آمد(مولانا)

کاکتوس

ازحدچو بشددردم درعشق سفر کردم / یا رب چه سعادت‌ها که زین سفرم آمد(مولانا)

رد بغض !!!

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

در هم و بر هم !!!



حسه عجیبی داشت......انگار دلش گرفته بود

نه، دلش نگرفته بود،ازصبح سرش سنگین بود

آرام بود ......آرام  آرام اما اشکانش سرازیر بود

وقتی دید از آدم ها خبری نیست ...............

دعایش را برداش و رفت جای همیشگی .....

هم ماه بود و هم چشمک ستارگان ...........

هم باد بود و هم صدای برخورد برگان درختان

و هم، صدای در هم و برهمی که از تلویزیون

به گوش می رسید وهم  لباس های روی بند

که دستاویز باد شده بودن و یا کریمی که لانه

ساخته بود از مهر لا به لای درختان ............

هوای دلش عجیب بود .............................

 


 

ادامه مطلب ...

طبیعت !!!



بارون بارید ...

خیلیا خوشحال شدن و خیلی ها ناراحت

کشاورزا خسارت دیدن

خیلی از مردم خونه هاشونو از دست دادن ...

خیلی از روستاها کلا از صحنه ی روزگار محو شدن

خیلیا گفتن طبیعت سخت انتقام میگیره

اما طبیعت همیشه مهربون بوده و این

ادما هستن که با فرض کردن اینکه اشرف مخلوقات هستن  

شروع به دست کاری تو دل طبیعت کردن

درسته قلب طبیعت ترک برداشته

اما

هنوز بارون همون بارونه با اینکه خستس

هنوز طبیعت همون طبیعته با اینکه خیلی وقته نفس نمی کشه

هنوز خروش متعلق به رودخونست با اینکه بی صدا شده

واگر ....و اگر

خسارتی و غصه ای هست از دست جهل و طمعه خودمونه

لطفا طبیعتو مقصر ندونیم .


با تشکر

کاکتوس

 

انشاء



دخترک به را ه افتاد

آرام در میان کوچه ها قدم بر می داشت

دیشب آسمان باریده بود سخت ، انگار دلش گرفته بود

بعد از مدت ها بغض هایش را در گوش زمین نجوا کرده بود

آسمان صاف صاف ، روشن تر از همیشه

دخترک آرام در میان کوچه ها قدم بر می داشت

هوای تازه ،  آسمون صاف به او آرامش خاصی می داد

از کنار مغازه ها آرام می گذشت ، در خیال خودش بود

نا گهان ایستاد ....

 

 

ادامه مطلب ...

بازار

هیس !!!

خواننده ها شلوغ نمی کنند

تندی برید ادامه مطلب


 

ادامه مطلب ...