-
ذل نوشنه ...
چهارشنبه 24 شهریور 1395 22:18
کمی درد و دل ... گاهی وقتا دنیاو اتفاقا دست به دست هم میدن تا تو رو از وضعیتی که توش گیر کردی نجات بده اما تو، تو وضعیتی بدتر از قبل گیر می کنی ... گاهی حق انتخاب میشه بدترین نوع آزادی ... این تابستون با یه واقعیت خیلی عجیب تو زندگیم مواجه شدم همیشه خیلی چیزا برام سوال بود اما جوابی براش نداشتم چراهایی در مورد خودم که...
-
شربت بهار نارنج !!!
یکشنبه 14 شهریور 1395 19:06
خوب جونم براتون بگه چند وقت پیش که خونه خواهری بودیم .... شمال منظورمه ..... رفته بودیم ابشار ببینیم که ابشار ندیده برگشتیم .. ...هوای شمالم که نگو گرمه و شرجی و این حرفا .... وقتی برگشتیم همه خسته و کوفته و پر از احساس تشنگی .... من گفتم اقا یکی پاشه شربت بهار نارنج درست کنه ... ابتدا همه به هم دیگه یه نگاهی کردن و...
-
ماهی های قرمز عید ...
جمعه 22 مرداد 1395 20:28
ماهی های قرمز عید را دو به دو در تنگ های کیسه ای شفاف می گذارم و با روبانی قرمز به درخت بی برگ می بندم دیگران به این ماهی فروش دیوانه می خندند اما ،کس نمی داند که تو هم عاشق ماهی های قرمز بودی هم نگران تنهاییشان و هم دلواپس درختان بی برگ.
-
اب خنک لطفا ....
جمعه 22 مرداد 1395 19:54
این روزها................. انگار همه چیز برگشته به نقطه صفر و دوباره همه چی داره شروع میشه ... با این تفاوت که همه چی با هم .... اوضاع در بر هم شده ........ تا چند روز قبل جواب کنکور نگران رتبه سوگلی بودم ...الان که رتبه ها اومده .. نگران انتخاب رشته وانتخاب شهر ستان . مخم داره سوت می کشه .... از طرفی رشته ی خوب...
-
قصه های منو فسقل ...
یکشنبه 17 مرداد 1395 11:06
چند روز پیش من و فسقل رفتیم پارک تنهای تنها ...به دلایلی خیلی فنی .... منم بی اعصاب ،موندم چیکار کنم با این بچه دیگیر اجبار است و بس ... تو ماشین خانومی که کنارمون نشسته بود بهمون سیب تعارف کرد ... کلی تشکر و این حرفا که نه ممنون و اینا یهو گفت بردار برای پسرت منو میگی یک ان برق گرفتمان ... یه نگاه به فسقل کردم اونم...
-
عشق یعنی وقتی که ...
یکشنبه 17 مرداد 1395 10:20
عشق ینی وقتی که دستتو میگیرم مطمئن باشم که از خوشی میمیرم عشق ینی وقتی که بی قرارت میشم مطمئن باشم که تو میمونی پیشم اهنگ عشق یعنی فریدون اسرایی این عکسه منو کشته
-
...
یکشنبه 17 مرداد 1395 10:01
-
ای کاش ...
یکشنبه 10 مرداد 1395 19:54
بعضی روزا هست که درسته کل روز خوب نبوده اما اتفاقایی میوفته که شیرینه .... که خوبه .... که ته دلت یه لبخند میاره.... شب که میرسه.... وقتی سرتو می زاری رو بالشت دلت می خواد همون شب بمیری... همه چیز بعد پایان اون روز تموم بشه ... چون میدونی یه روز خیلی خوبو پشت سر گذاشتی چون می دونی از فردا ممکنه دوباره تکرار نشه چون می...
-
بعضی وقتا...
چهارشنبه 6 مرداد 1395 14:30
بعضی وقتا یه اتفاقایی نباید بیوفته اما خوب میوفته .... گاهی فکر میکنیم همه چیز دست خودمونه ، اما خوب نیست ... اتفاقه دیگه پیش میاد ... یه سوال برام پیش اومده ممنون میشم به صدای قلبتون گوش کنید و جواب بدید ... اگر بدونید یه نفر و فقط تا یه زمان خاص مثل یه هفته ...یه ماه ..یه سال دیگه دارید یعنی یه مدت خاصی زمان هست...
-
بوی گندم ...
یکشنبه 3 مرداد 1395 17:47
خوب جونم براتون بگه ...چند وقت پیش یکی از دوستان یکی از عکساشو تو کانالش گذاشته بود ... یه عکس از دونه های گندم تو هجوم باد.... عکشس بعد ذهنمو در گیر کرد تا اینکه جمعه بالاخره نوشتمش .. بسی خودمان از این نوشتن لذت بردیم . بوی گندم زار موهات اول موهایت بود که مرا عاشق گندم ها کرد ... یا اول گندم ها بودن که مرا به موهای...
-
زندگی به سبک مورچه ای
چهارشنبه 30 تیر 1395 14:27
گاهی وقتا باید جند دقیقه ای بی حرکت روی چمنا بشینی. ازاین دنیا و تعلقاتش جدا بشی وکمی به اطرافت نگاه کنی تو این لحظه که انگار وجودت پر از خلا شده ... چشماتو بدوزی به زمینو و خوب دور و برتو نگاه کنی.... وقتی خوب نگاه می کنی ... بین چشمنا درست کنارت، یه دنیا که مخصوص حشره هاست می بینی که سردرمدارشون مورچه هان که چنان با...
-
شراب و عشق ...
یکشنبه 27 تیر 1395 20:26
می نویسم به یاد شراب و عشق به یاد شرابی که به سرخی قلبم افزود و به یاد عشقی که به سرخی گونه هایم به یاد لبخندی که شراب و عشق را به اتش کشید به یاد گرمی دستانت که مرا بوسید به یاد مهر و محبتی که عریانی تنم را لمس کرد به یاد روحی که امیختگی را به روحم اموخت می نویسم به یاد شراب و عشق به یاد جام لبان تو و عطش عشق من برای...
-
زنده باد عشق ...
یکشنبه 27 تیر 1395 19:55
اره زنده باد عشق ... زنده باد مهر... زنده باد دوست داشتن ... همیشه که نباید گفت عشق کشکه ... گیرم عشق گاهی بهت دروغ گفته باشه ... ( بی هوا با چشم بیدار در به در در کار دلدار گفتم ای باد گنهکار مستم کن با فکر بیدار ........................... (هر سویی که بنگرد دلبر هر جایی که می روم دلبر ای داد از بیداد دلبر فریاد از...
-
دو هفته هپروت ...
دوشنبه 21 تیر 1395 18:55
هنوز نمیدونم خوابم یا بیدار ؟!!! هنوز نمیدونم اتفاقایی که داره میوفته خوبه یا بد ؟!!! هنوز نمیدونم اسیر دست ابلیس شدم یا فرشته ؟!!! 4 / 4 /95 این دوهفته یه انقلاب بودیا یه شکست ؟!!! فقط میدونم شد اون چیزی که نباید میشد ... فقط میدونم جزءروزای سخت زندگیم بود... چیزهایی که هرگز فکرشو نمی کردم ،اتفاق افتاد ... کاش خواب...
-
قصه ی دلبستگی !!!
شنبه 5 تیر 1395 21:56
پسرک عاشق دوربینش بود،عاشق عکس گرفتن با اینکه هنوز هنر خوب عکس گرفتن رو بلد نیود اما عکسایی که میگرفتو دوست داشت .... کلا نسبت به وسایلش حساس بود و اگر کسی ازش وسیله ای قرض میگرفت،همش نگران بود هرکسی به این قضیه یه جوری نگا ه میکرد ... اما برای پسرک مهم نبود ......... چون دلیلشو می دونست ... ..... یه روزی مثل روزای...
-
ترس...
شنبه 5 تیر 1395 21:11
نمی دونم چه بلایی داره سر جسمم میاره به هوای شفای روحم ... پانوشت : خدایا منو به حال خودم رها نکن . ... ......
-
سفرنامه ...
پنجشنبه 3 تیر 1395 16:07
خوب جونم براتون بگه : پنج شنبه بعد از ظهر راه افتادیم به سمت مقصد ... تو راه قبل از اینکه ابادی تموم بشه نگه داشتن تا خرید ا رو انجام بدن .ما هم از فرصت استفاده کردیم و یه چایی بسیار خوشرنگ در استکانی بسیار زیبا میل کردیم .خوب اینم بگم که چشممان این استکان را گرفت و با اینکه صاحبش سه تا از ان ها بیشتر نداشت ،دوتایش در...
-
...
سهشنبه 1 تیر 1395 15:17
در گلو می شکند ناله ام از رقت دل قصه ها هست ولی طاقت ابرازم نیست سایه (هوشنگ ابتهاج )
-
پنجره ....
پنجشنبه 27 خرداد 1395 12:19
پنجره را باز کن ..... شاید ان بیرون،در پس نگاه پنجره ، درختی خیال سلام به تو را داشته باشد .... پنجره را باز کن شاید پرنده ای آن بیرون دلش بخواهد تنها برای تو اواز بخواند ..... پنجره را باز کن حتی اگر چشمانت بارانیست ... شاید ان بیرون آفتاب منتظر لمس نگاه تو باشد پنجره را باز کن شاید ان بیرون کودکی چشم انتظار لبخند تو...
-
قصه گو !!!
پنجشنبه 27 خرداد 1395 11:13
این روزا تبدیل به شهر زاد قصه گو شده ام ... شهرزادی که هرشب برای پادشاه شروع میکنه به قصه گفتن ...با این تفاوت که شهرزاد هزارتا داستان داشت و یه پادشاه اما من یه قصه دارم و هزار تا پادشاه .... هر شب قصه ی تکراری من و تو رو تو گوش تک تک این مردمان زمزمه می کنم قصه تکراری که من همیشه گنهکارش بودم و تو دهقان فداکارش .. و...
-
شقایق های وحشی !!!
سهشنبه 25 خرداد 1395 01:04
این شقایقا عشق منن خیلی قشنگن همیشه وقتی می رم شمال دنبال جایی می گردم که بتونم شقایقارو پیدا کنم دفعه قبل که رفته بودم شمال شانس ما زد و ساری یه نمایشگاه عکس برگزار شد عکاسشم کسی بود که عکساش معرکه بود از شقایقا عکسایی میگیره که دیونه میشی ... خوب ما هم مجبور شدیم یه سفر تنهایی ساری بریم اولین بارم بود که می رفتم...
-
گل انار...
سهشنبه 25 خرداد 1395 00:34
لیـلی زیـر درخت انـار نشست درخت انـار عـاشق شـد گـل داد… سـرخ سـرخ گـل هـا انـار شـد… داغ داغ هـر انـاری هـزار تـا دانـه داشت دانـه هـا عـاشق بـودنددانـه هـا تـوی انـار جـا نمـیـشدند انار کوچک بود… دانـه هـا تـرکیـدند… انـار ترکــ برداشت خـون انـار روی دست لیـلی چکید لیـلی انـار ترکــ خورده را از شاخـه چید مجنـون بـه...
-
ساعت!!!
سهشنبه 25 خرداد 1395 00:26
گویا ساعتم خوابش برده است اما نه ....صبر کن ... بعد از رفتنت انقدر بارید ثانیه ثانیه نبودنت را که قلبش از حرکت، ایستاد . کاکتوس پانوشت: میگم استاد عکس چطوره میگه : بد... میدونم عکس خوبی نیست ولی من دوسش دارم...
-
غریب شبیست امشب ...
دوشنبه 10 خرداد 1395 00:16
میدونی که امشب من برای چی اومدم اینجا؟!! اومدم تشکر کنم، برای فداکاریت.. یا گلایه کنم، برای همه سالهایی که زندگی نکردم.. نفس کشیدم، زنده بودم... اما زندگی؟!!! نه ..... بس نیست این همه ناکامی، این همه بد بختی. ما منتظر چی هستیم تو دنیا که دو روز بیشتر نیست. منتظر کدام خوشبختی، کدام معجزه. پانوشت: سعی می کنم گرچه...
-
خاطره....
یکشنبه 9 خرداد 1395 23:45
این دست و اون دست میکنم ... با خودم کلنجار می روم .... باز سیستمو روشن میکنم ومیشینم پاش و باز با خودم فکر می کنم چی بنویسم که به قانون زمین بر نخورد ... خوب چند وقتیست سکوت نوشتن گرفته ایم گویا نوشتنمان نمی اید .... یعنی یه جورایی این روزا دوست دارم بقیه حرف بزنن و من فقط گوش بدم .... بشینم کنارشون و هی حرف بزنن...
-
دل تنگی ....
چهارشنبه 5 خرداد 1395 17:24
دلتنگ ِ دلتپیدنام . که دل ِ آدم بتپد برای کسی . از آن دلتپشهائی که پشت ِ آدم راگرم میکند برای زندگی . خیلی سخت است آدم دلتنگ ِ دلتپیدن باشد ولی نشود که بشود. وقتی آدم دیگر دل نداشته باشد. که دلاش مُرده باشد. مثل کسیکه پشتگرمی پدرانه بخواهد،امّا دارد غبار ِ سنگ ِ مزاری را با اشک میشوید ... فرشید فرهادی
-
فریاد....
چهارشنبه 5 خرداد 1395 17:03
پانوشت: هر چه می خواهد دل تنگت بگو پست آزاد
-
خواب زده !!!
چهارشنبه 5 خرداد 1395 16:45
جونم براتون بگه چند شب پیش، بسی خسته بودیم و کمی زود به بستر خواب رفتیم .... خوب فکر کنم یکی دو ساعتی گذشته بود که چشمتون روز بد نبینه ..... یهو با صدای جیغ سوگلی که می گفت : واااااااااای مامان از خواب پریدم .... سرجام میخ کوب شدم و با ترس و عصبانیت و وحشت با دست بهش اشاره کردم چی شده ؟ بنده خدا خودش ترسیده بود ، منم...
-
شالیزار!!!
چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 23:48
رودخانه همچون بانویی خردمند با پیراهن پرچین آبی و قره ای و گاهی همراه با امواج طلایی از سرزمین ها می گذرد و با خاک همبستر می شود تا آن را برای کشت آماده کند.... بعد از این هم خوابی خاک ابستن می شود و دانه دانه فرزندانش از وجودش جوانه می زنند .در این میان مردان و زنانی به او در دوران باروری کمک می کنند تا فرزندان به جا...
-
عجیب و غریب!!!
چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 23:31
داشتم تو نت دنبال عکس می گشتم که چشمم افتاد با این عکس خیلی واسم عجیب بود .... بعد فرستادم واسه خواهری و بهش گفتم به نظرت این چیه ؟ گفت : پیشبند گفتم : اره خیلی قشنگه اون وقت به نظرت با این دلشون میاد ظرف بشورن ؟ گفت: فکر کنم طرف ماشین ظرفشویی داره اینو می پوشه وای میسه کنارش تا ماشین ظرفا رو بشوره بهش میگم سفیدشم هست...